قادر حيدرى فسايى
43
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
3 ) اختلاف در ماتقوم به صفة التكلّم ؛ معتزله و اماميّه ، كلام را قائم به غير خدا مثلا شجره مىدانند نه خدا . و لذا متكلّم در اللّه متكلّم را به معناى موجد الكلام و خالق الكلام فى محالّ مخصوصة مىدانند نه به معناى من قام به الكلام . ولى اشاعره چون قائل به كلام نفسى هستند كلام را قائم به ذات خداوند مىدانند و لذا متكلّم در اللّه متكلّم را به معناى من قام به الكلام مىدانند . 4 ) اختلاف در قدم و حدوث ؛ معتزله و اماميّه قائل به حدوث كلام هستند و تكلّم را از صفات فعليه مىدانند و لذا صحّ ان يقال انّه تعالى كلّم موسى و لم يكلّم غيره و كلّم فى الوقت الفلانى و لم يكلّم فى وقت آخر . ولى اشاعره قائل به قدم كلام هستند و تكلّم را از صفات ذاتيّه مىدانند و لذا متأخرين از اشاعره اين عبارات را حادث و دالّ بر كلام نفسى مىدانند . توجه به اين نكته باشد كه اشاعره دربارهء بشر نيز معتقدند كه بشر داراى دو نوع كلام است : الف ) كلام لفظى . ب ) كلام نفسى كه صفت و معنايى قائم به نفس بشر است كه اين صفت در امر و نهى دو اسم به نامهاى كلام نفسى و طلب دارد ولى در بقيه جملات تنها يك اسم به نام كلام نفسى دارد . با حفظ اين مقدّمه مىگوييم : دليل بر اتحاد طلب و اراده وجدان است . توضيح : جمله سه صورت دارد : 1 ) انشائيه طلبيّه مثل امر و نهى . در امر و نهى بالوجدان غير از اراده و مقدمات آن صفت ديگرى وجود ندارد كه قائم به نفس متكلّم باشد و دو اسم به نامهاى كلام نفسى و طلب داشته باشد . مقدمات اراده در امر عبارت است از تصوّر شىء ، تصديق به فايده ، ميل ، هيجان رغبت ، جزم به دفع موانع و ايجاد شرايط ؛ و مقدمات اراده در نهى عبارت است از تصوّر شىء ، تصديق به مضريّت ، كراهت . 2 ) انشائيه غير طلبيه مثل تمنّى . در تمنّى يك آرزوى منشأ وجود دارد كه با ليت ايجاد مىشود كه قبل از گفتن ليت اين نوع از آرزو نبود و يك آرزويى كه در نفس و درون است وجود دارد كه قائم به نفس است . غير از اين دو بالوجدان يك امر